X
تبلیغات
زندگی خوب

زندگی خوب

با سلام خدمت دوستان عزیزم

متاسفانه خیلی وقت بود که موفق نمی شدم با مطلب جدیدی به روز شوم. اما بالاخره امروز آمدم.

این مطلب برگرفته از کتاب رازهایی درباره زنان نوشته باربارا دی آنجلیس هست. امیدوارم نظرات شما، مطالبی را که میخوام به مخاطبینم برسونم کامل کنه. خوب با یه داستان کوتاه شروع می کنیم. درسته مخاطب این داستان خانمها هستند اما در واقع نتیجه گیری نهایی برای آقایون مفیده و کمک می کنه با خصوصیات خانمها بیشتر آشنا بشن.

شوهرتان به یک سفر شغلی رفته است. هنگامی که در فرودگاه شهر مقصد پیاده می شود، به شما تلفن میزند تا بگوید به سلامت رسیده است و اینکه شام را به همراه یکی از مشتریانش در یک رستوران صرف خواهد کرد. شب هنگام خواب و در حالی که در بستر دراز کشیده اید ، منتظر تلفن می شوید تا به صدا درآید، اما خبری نمی شود. چندین بار به هتل او زنگ می زنید اما او را پیدا نمی کنید. برای او پیغام می گذارید و منتظر می شوید و باز هم منتظر می شوید، اما او باز هم به شما زنگ نمی زند. حال ساعت دو بعد ازنیمه شب شده و شما به طرز وحشتناکی عصبی و ناراحت شده اید. از خود می پرسید: « کجاست؟ چرا زنگ نمی زند؟ چه چیزی مانع شده است تا به من شب بخیر بگوید؟» سرانجام با ناراحتی خوابتان می برد.

صبح روز بعد همچنان منتظرید تا بلکه خبری شود. اما این اتفاق نمی افتد. سعی می کنید برایش بهانه ای بتراشید اما به سختی می توانید خود را قانع کنید. به خود می گویید: « اگر دیشب واقعا خسته بود خوب می توانست امروز صبح زنگ بزند» ساعتها می گذرد و نگرانی شما تبدیل به بدبینی می شود: « شاید برایش اتفاقی افتاده است. شاید مریض شده است. شاید هم از دست من در می رود » سپس بدترین فکر ممکن به سراغتان می آید: « نکند با زن دیگری باشد»

نهایتا غروب زنگ می زند. در نهایت تعجب طوری صحبت می کند که گویی هیچ اتفاقی نیافتاده است. با صدایی عصبی و ناراحت می گویید:«چرا دیشب یا امروز صبح به من زنگ نزدی ؟ خیلی نگرانت شدم»

پاسخ می دهد : « همین که رسیدم فرودگاه بهت زنگ زدم. بعد از شام هم به حدی خسته بودم که بیهوش شدم. امروز صبح هم به فکر جلساتی بودم که داشتم. و مجبور بودم از اینجا به آنجا برم. می دونستم بالاخره امروز بهت زنگ می زنم»

سعی می کنید به او توضیح دهید که چرا آنقدر ناراحت شده اید اما موفق نمی شوید این کار را درست انجام دهید. شوهرتان به صحبتهایتان گوش می دهد و به تندی می گوید: « باید هر 5 دقیقه زنگ بزنم و بگویم دارم چه کار می کنم؟ چرا باید فقط برای 24 ساعت زنگ نزدن اینقدر از هم بپاشی؟»

مکالمه چندان دوستانه تمام نمی شود و هنگامی که گوشی را قطع می کنید احساس خیلی بدی دارید.شما تنها میخواستید به او بگویید که چقدر دلتان برایش تنگ شده بود. چرا او نتوانست درک کند که شما چقدر ناراحت بودید.آیا این غیر منطقی بود که نگرانش شده باشید؟

اغلب زنان کم و بیش اتفاقاتی نظیر داستان فوق را تجربه کرده اند. احتمالا پاسخ مردها پس از خواندن داستان پاسخهایی نظیر این خواهد بود:«عکس العمل زنان در این موارد اضافی و نامعقول است و مردها را عصبی می کند.» حق باشماست. این موارد نمونه هایی از  رفتارهای زنانه ایست که اغلب مردها آنها را درک نمی کنند، لذا آنها را جزو رفتارهای نامطلوب و غیرموجه زنان دسته بندی می کنند.ساده است هنگامی که چیزی را درک نمی کنیم محکومش کنیم. بدون چشم بصیرت و درک عمیق ممکن است بسیاری از ویژگی های منحصر به فرد و زیبای زنانه در نظر مردان زشت و یا حتی بد جلوه کنند.

بسیاری  از رفتارها ، احساسات و گفته های زنان ریشه در سه ویژگی مهم زنانه دارد. این سه ویژگی عبارتند از: 1- برای زنان عشق بر هر چیز مقدم است. 2- زنها توان آفرینش دارند. 3- ارتباط زنها با زمان ارتباطی مقدس است. که با دانستن این سه ویژگی و درک آنها رفتار درست تری با شریک زندگی خود خواهیم داشت.

در پستهای بعدی این سه ویژگی را با هم بررسی می کنیم.

حتما نظرتون را برام بنویسین.

موفق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:44  توسط شکوفه  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 12:21  توسط شکوفه  | 

جایگاه ما در زندگی

سلام

 موضوعی که میخوام در موردش صحبت کنم شاید بیشتر مربوط به خانمها باشه اما مطمئنا آقایون هم میتونن در موردش اظهار نظر کنن .

 دختری که به تازگی ازدواج کرده و پا به زندگی مشترک گذاشته مسلما سعی میکنه برای همسرش زن ایده آلی باشه و متقابلا پسر هم همینطور. اما گاهی به دلیل عدم آگاهی  و از سر دلسوزی خانمها کارهایی انجام میدن که نه تنها کمکی به همسرشون نمیکنه بلکه زندگی مشترک را با مشکلاتی مواجه میسازد.به خصوص در زندگیهای امروزی که خیلی از خانمها شاغل هستند و مسئولیتهایی رو در زندگی به دوش میکشن.

گاهی اوقات خانمهایی را میبینیم که اظهار میکنن از کار زیاد و مشغله فکری خسته شدند و همسرشون به هیچ عنوان درکشون نمیکنه. این به این خاطر هست که از همون ابتدا خودشون در اشتباه بودند.

قبل از اینکه به بررسی این  مطلب بپردازیم باید به یک نکته توجه کرد اینکه زن و مرد در زندگی مشترک خواسته های خاص خودشون رو دارند. زن در زندگی به یک حامی و تکیه گاه احتیاج داره، مردی که بتونه زندگی رو به خوبی اداره کنه و مشکلات را حل کنه و متقابلا مرد به همسری دلسوز و مهربان احتیاج داره. کسی که ناراحتی ها  و مشغله های فکری را از او دور کنه و مایه آسایش و آرامش  او باشه.

اگه دقت کنید هر گاه یکی از زوجها خواسته های خودش را در نظر نگیره و در پی این بر بیاد که وظایف طرف مقابلش را هر چند از سر دلسوزی به دوش بکشه زندگی و رابطه آنها به هم میخوره  و تعادل از بین میره.

خانمهایی که همه اختیارات و مسئولیتهای زندگیشون را خود به عهده میگیرن شاید حتی از جانب همسرشون تشویق بشن اما در واقع ضربه بزرگی به همسرشون وارد کردند. این به این معنی است که در واقع به شوهرشون میگن تو از عهده هیچ کاری بر نمیای و بی دست و پا هستی .

خانمها باید به شوهرشون اجازه بدن که در امور زندگی دخالت داشته باشن و مسئولیتهایی رو متقبل بشن حتی اگر فکر میکنن خودشون بهتر از پسش بر میان و دائما از همسرشون ایراد نگیرن و ایرادات کار را فقط به عنوان پیشنهاد ارائه بدن. با این کار حس مسئولیت پذیری رو در همسرشون بیشتر میکنن و به او یادآور میشن که بهش احتیاج دارن و او تنها تکیه گاه برای همسر وخانواده اش هست.

در واقع خانمها همیشه باید سعی کنند از زنانگی های خود فاصله نگیرن و آقایون هم مردانگی خود را حفظ کنند و هیچ کدام سعی در جابجایی نداشته باشن.

پس خانمهای عزیز وقتی شوهرتون از خرید بر میگرده و شما از خرید او راضی نیستید به او غر نزنید و او را سرزنش نکنید بلکه خیلی مهربان و آرام میشه از او خواهش کرد مواردی را که مورد توجه شما هست هنگام خرید در نظر بگیره.

وقتی همسرتون فراموش میکنه کاری که ازش خواستید انجام بده با او بد رفتاری نکنید و به او بگید که درکش میکنید.

خانمهای عزیز به همسرتون بها بدید و به او یادآور شوید که چه نقش مهمی در زنگی شما و خانواده داره.

 

امیدوارم همیشه احساس خوشبختی در قلبتان داشته باشید.

ممنون میشم اگه نظراتتون را برام بنویسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 11:41  توسط شکوفه  | 

غار تنهایی مردها

شاید بیشتر شما کتاب "مردان مریخی زنان ونوسی" نوشته "جان گری" را خونده باشید. من که از این کتاب واقعا چیزهایی یاد گرفتم که شاید هیچ کس اونها را ندونه. حتی مادر خودم که معلم زندگی من هست. به همین خاطر بعد از خوندن، کتاب رو به مادرم دادم و او هم در کمال تعجب فهمید بعد از این همه سال زندگی مشترک واقعا مردها رو نمی شناخته.

موضوعی که میخوام این بار در رابطه با اون صحبت کنم غار تنهایی مردها است. چیزی که من قبلا نمی شناختمش و به همین خاطر گاهی باعث نگرانی و دلخوری من از همسرم میشد. در کتاب چنین نوشته:

" مردها در مواردی که مضطرب می شوند، در خود فرو میروند و زنها گرفتار احساسات آزاردهنده می شوند. مردها اگر بتوانند مشکلاتشان را حل کنند، حالشان خوب میشود و زنها اگر بتوانند درباره مشکلشان حرف بزنند، شرایط روحی بهتری پیدا میکنند. اگر متوجه این تفاوتها نباشیم، رابطه زناشویی دچار اختلال و اختلاف میشود."

" یک مریخی(مرد) موقعی که مضطرب میشود، درباره موضوع نگران کننده حرف نمیزند و با یک مریخی دیگر درددل نمیکند، مگر اینکه بداند طرف مقابل می تواند در حل مسئله به او کمک کند.

او سکوت میکند و به غار تنهایی خود پناه میبرد و آنقدر فکر میکند تا بالاخره راه حلی پیدا کند.در این موقیت است که حالش بهتر میشود و از غار خود بیرون می آید. یک مریخی اگر برای مشکلش راه حلی پیدا نکند، دنبال راهی میگردد که آن را فراموش کند. مثلا روزنامه میخواند، یا تلوزیون نگاه میکند و یا ورزش میکند و اگر اضطراب او شدید باشد در مسابقه رانندگی یا یک ورزش شرکت میکند یا به کوه میرود.

یک ونوسی(زن) موقعی که مظطرب میشود، برای اینکه حالش بهتر شود دنبال آدم قابل اعتمادی میگردد تا درباره وضعیتش با او حرف بزند. ونوسی ها وقتی مسائل خود را با دیگران بیان میکنند، حال بهتر پیدا میکنند. ونوسی ها به این شکل با اضطراب خود کنار می آیند."

و اما خلاصه مطلب اینکه مردها وقتی مشکلی دارند بیشتر از هر چیز به تنهایی احتیاج دارن، از بقیه دوری میکنند و فراموشکار میشن. و موقعی که باهاشون حرف میزنید حواسشون به شما نیست و بخش اعظم ذهنشون را مسئله قبلی پر کرده. و در نتیجه در چنین شرایطی نمیتونن به اندازه کافی به همسر خود توجه کنن.

" زنها اصولا از نحوه کنار آمدن مردها با اضطرابشان سر در نمی آورند. آنها از مردان توقع دارند که مانند خودشان درباره مشکلاتشان حرف بزنند. زمانی که مرد به غار تنهایی خود پناه میبرد و حرف نمیزند، زن آزرده خاطر می شود و وقتی مرد روزنامه میخواند یا برای تماشای مسابقات ورزشی از خانه بیرون می رود، زن که نمیداند مرد قصد بی اعتنایی به او را ندارد، از رفتار او ناراحت میشود.

انتظار رفتار عاشقانه همیشگی از مرد همان قدر خطاست که توقع داشته باشیم زن همیشه منطقی و بدون در نظر گرفتن احساسات رفتار کند."

" مردها زمانیکه به غار تنهایی خود پناه میبرند ابدا متوجه نیستند که چه رفتار سردی دارند و چقدر اسباب آزار و اذیت اطرافیانشان میشوند. اگر مرد بداند که رفتار سرد و سکوت طولانیش، همسرش را آزرده خاطر میسازد، تلاش میکند با همدلی و توجه به او جلوی سوءتفاهم و به وجود آمدن احساس جدایی و بی اهمیت بودن را در همسرش بگیرد."

پس با شناخت این ویژگی از مردها بهتر میتوانیم آنها را درک کنیم و از رفتارشان ناراحت نشویم. چرا که مردها در زمان اضطراب احتیاج به تنهایی دارند و زنها کمکی که میتوانند بکنند تا همسرشان زودتر از غار تنهایی بیرون بیاید این است که: اولا خود را سر گرم کاری کنند و همسرشون رو برای مدتی تنها بذارن و سعی کنند آن چیزی که مورد علاقه همسرشون هست براش مهیا کنند. مثلا غذایی که دوست داره براش تهیه کنند. خانمها سعی کنند خیلی عادی باشن و به همسرشون به خاطر رفتارش اعتراض نکنند و خود و خانه را آراسته و زیبا کنند و محیط خونه رو گرم و پر انرژی کنند. تا مرد بتونه زودتر از غارش بیرون بیاد.

امیدوارم همه شما عزیزان موفق باشید و زندگیتون پر از شادی باشه

منتظر نظرات گرم شما هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 9:25  توسط شکوفه  | 

تو خونه و بیرون از خونه

سلام

سلام خدمت دوستان بزرگوار و خوانندگان و بینندگان محترم زندگی خوب

امروز یه دفعه موضوعی به ذهنم رسید که در موردش صحبت کنم.

در واقع مشکلی که خیلی از ما ممکنه دچارش باشیم ولی بهش توجهی نکنیم.

ظاهرمون

بله ظاهرمون، یعنی همون لباس پوشیدن و طرز درست کردن و موها و آرایش صورت و ...

شاید همه ما بلد باشیم که موقع بیرون رفتن از خونه چی بپوشیم و چی کار کنیم که فرد متشخص و باکلاسی به نظر برسیم و از نظر همه زیبا باشیم  اما ...


تو خونه چی؟

توی خونه چی میپوشید؟

موهاتونو چه جوری درست میکنید؟

چی پاتون میکنید؟

آرایش چه سبکی میکنید؟ (خطاب به خانمهای محترم)

متاسفانه خیلی از ما جوابی نداریم.

چون تو خونه تنها جاییه که به ظاهرمون اهمیت نمیدیم.

خیلی از ما ممکنه لباسهای رنگ و رو رفته رو تو خونه بپوشیم و لباسهای شیک و اتو کشیده رو فقط

اختصاص بدیم به مهمونی ها و بیرون از خونه

 

 بله ، خانمها لباسهای از مد رفته و قدیمیشون رو با دمپایی پلاستیکی برای شوهرشون میپوشن. آقایون هم پیژامه راه راه دور چین با زیرپوش برای خانمهاشون.

اما این واقعا درسته؟

 یه بار از یکی شنیدم میگفت: شوهرم بهم میگه، مگه اینکه بخوای بری مهمونی که ما تو رو خوشگل ببینیم...

 مگه نه اینکه مهمترین فرد تو زندگیمون همسرمون و خانوادمون هست؟ پس چرا اونا نباید سهمی از زیبایی و خوش پوشی ما داشته باشن؟؟

چرا اون همه وقتی که برای رفتن به مهمونی صرف درست کردن موها و آرایشمون میکنیم حداقل نصفشو برای همسرمون تو خونه نکنیم؟

 

حالا از شما سوال دارم.

چقدر تو خونه به ظاهرتون میرسید؟

آیا شده احساس کنید همین امر تو زندگیتون تاثیر زیادی داشته؟

قبول دارید اگر مدتی به شلختگی عادت کنیم برای همسرمون خسته کننده و یکنواخت به نظر میرسیم؟

اگر خاطره یا مطلبی در این مورد دارین برام بنویسید، تا ما هم از تجربه های شما عبرت بگیریم و استفاده کنیم

 

و در آخر ...

انسان زیبایی رو دوست داره. پس بیایید برای کسانی که دوستشون داریم ، زیبا باشیم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 12:18  توسط شکوفه  | 

گریزی بر نکته های کوچک زندگی اثر اچ جکسون براون

- بهترین دوست همسرت باش

من: گاهی اوقات ما آدمها انقدر خودمون رو درگیر زندگی میکنیم که دیگه وقت و انرژی برامون باقی نمونه لحظاتی هم به حرف دل شریک زندگیمون گوش بسپریم. شاید خیلیها مانند این جمله رو از همسرشون شنیده باشند:"برای همه خوش اخلاقی و وقت داری٬ به من که میرسه  خسته و بی حوصله ای"  به نظر من این یک زنگ خطره. ما باید طوری برای زندگیمون برنامه ریزی کنیم که همسرمون هم سهمی از وقت٬ حوصله و لبخند و مهربونی ما داشته باشه. همونطور که ما چنین انتظاری از او داریم. شریک زندگی ما مهمترین و عزیزترین فرد در زندگی ماست.

- کمتر در قید این باش که چه کسی حق دارد . بیشتر در قید این باش که چه چیزی حق است

من: وقتی دو نفر با هم جر و بحث میکنن یا دعواشون میشه. هر کس دنبال فرصتی میگرده که طرف مقابلش رو متهم کنه و حق رو به خودش بده. در این زمان باید خودش و طرف مقابل رو کنار بگذاره و تنها به این فکر کنه کار درست چیه و در چه صورت حقی پایمال نمیشه ٬ حتی اگر به ضرر خودش باشه.

- برای وقت دیگران احترام قایل شو، هر وقت دیدی بیش از ده دقیقه سر قرارت دیر خواهی کرد،تلفن کن

من: شاید خیلی دلایل موجه(از نظر خودت) برای دیر کردن داشته باشی. اما وقتی با تاخیر سر قرار میرسی میبینی دوست یا همسرت حسابی ناراحته و به هیچ یک از حرفای تو گوش نمیده و این باعث میشه با خودت بگی "بابا این چقدر سختگیر و کم صبره"٬ اما اینطور نیست. همه ما وقتی برای کسی یا چیزی ارزش قایل هستیم همواره مراقبش هستیم٬ بهش اهمیت میدیم و حتی یک لحظه از اون قافل نمیشیم. دیر اومدن سر قرار و خبر ندادن برای طرف مقابل به معنای بی اهمیتی و بی تعهد بودن شماست و اینکه براتون مهم نیست سر موقع برسید یا نه. پس برای اینکه سوءتفاهم ایجاد نشه همیشه سعی کنیم به قول و قرارمون اهمیت بدیم.

- شرایط هر قدر هم وخیم باشد ، خونسردیت را حفظ کن

من: حفظ خونسردی و از کوره در نرفتن یک ویژگی بسیار عالیه که خوب هر کسی نمیتونه این ویژگی رو دارا باشه. اما میشه سعی کنیم و به خودمون کمک کنیم در موقعی که خیلی ناراحت یا خیلی عصبانی هستیم سکوت کنیم ٬ نفس عمیق بکشیم و سعی در آروم کردن خودمون داشته باشیم. اگر بتونیم در این مواقع خونسرد باشیم مسلما تصمیمات درست تری میگیریم و دیگران هم بیشتر به ما اعتماد میکنند.

- خودت را به راحتی زیر دست و پا نینداز، یاد بگیر که کوتاه و مودبانه "نه" بگویی

من: تا حالا شده فکر کرده باشی که اگه به طرف مقابلت "نه" بگی شاید ناراحت بشه به همین خاطر نظرشو قبول کرده باشی اما بعد حسابی پشیمون بشی؟ وقتی همه اختیارت رو به دست طرف مقابلت (حتی همسرت یا نامزدت) بدی و از خودت هیچ نظری نداشته باشی و با همه چی موافقت کنی نه تنها اون احساس خوبی نسبت به تو پیدا نمیکنه بلکه فکر میکنه تو قدرت تصمیم گیری نداری و نمیدونی چه کاری باید انجام بدی. در صورتیکه تو پیش خودت فکر میکنی اینم یه جور محبت کردنه. هر چی گفت منم میگم آره ...

- یادت باشد که ازدواج موفق به دو چیز بستگی دارد:  1- زوج مناسب یافتن و   2- زوج مناسب بودن

من: تا وقتیکه ازدواج نکردیم ٬ در پی این هستیم که بهترین مورد ممکن را انتخاب کنیم و هر کس با توجه به معیارهای خودش یه روز شریک زندگی اش را انتخاب میکنه. اما تا وقتی که خودمون هم سعی در بهترین بودن نکنیم٬ ازدواج موفقی نخواهیم داشت. پس باید در پی این باشیم که مسئولیتها و وظایف خودمون را در زندگی بشناسیم و به اونها عمل کنیم.

- هرگر در میان دعوا با همسرت اتاق را ترک نکن

من: همیشه دعوای بین زوجها سر یه مسئله است و در واقع بحثی است که خیلی زیادی داغ شده. وقتی یک نفر وسط این بحث اتاق رو ترک میکنه مسئله حل نشده باقی میمونه و حل شدنش هم سختتر میشه. و به نوعی هم بی احترامی به طرف مقابلمون هست. پس سعی کنیم با خونسردی و عادلانه به مسئله نگاه کنیم و اون رو با کمک هم حل کنیم.

- اگر تو و همسرت با هم دعوا داشتید ، صرف نظر از اینکه حق با چه کسی بوده، عذرخواهی کن . بگو:"متاسفم که تو را ناراحت کردم . میشود مرا ببخشی؟"  اینها کلمات شفابخش جادویی هستند

من: مهم اینه که بتونیم غرور رو در خودمون بشکنیم و به سادگی این جملات رو ابراز کنیم. شاید یه کمی سخت باشه...

- شجاع باش حتی اگر قلبا شجاع نیستی ، به آن تظاهر کن . هیچکس تفاوتش را نخواهد فهمید

من: هیچ کس از انسان ترسو خوشش نمیاد. اگه همواره تظاهر به شجاعت هم داشته باشی کم کم این تظاهر به واقعیت تبدیل میشه اما اگر اظهار ترس بکنی شاید به مرور از قبل هم ترسوتر بشی.

- هرگز سالگرد ازدواجت را فراموش نکن

من: روزی که به خصوص برای خانمها خیلی مهمه. مسلما ما آدمها روزهای مهم و خوش زندگیمون را هیچ وقت فراموش نمیکنیم. درسته؟

- شریک زندگی ات را با دقت انتخاب کن ، نود و پنج درصد خوشبختیها و بدبختیهای زندگی ات ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود

من: که متاسفانه امروزه شاید بیشتر مشکلات سر همین نود و پنج درصده... خوب در این مورد نباید خیلی عجله کرد تا شناخت کافی حاصل بشه.

 نکته های کوچک زندگی- اچ جکسون براون 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:11  توسط شکوفه  | 

سلام خوش اومدین!

سلام به دوستان عزیزم  

گاهی اوقات تو زندگی به خصوص زندگی مشترک  یه مشکل کوچیک و به نظر ساده تبدیل به یه گره کور میشه و به جایی میرسه که احساس میکنی واقعا نمیخواد حل بشه 

در واقع اکثر مشکلات به همین صورت شکل میگیرن. شاید هم بشه گفت همشون ساده اند اما برای حلشون به تکنیک و مهارت احتیاج داریم  

خیلی خوبه که هر فردی با مسایل بهترین برخورد را داشته باشه و در شرایط خاص تصمیم درست رو بگیره  

تصمیم دارم مثالهایی رو بنویسم و از شما دوستان کمک بگیرم.

دوستان عزیزی که مایلن تو بحثهای آینده منو همراهی کنند٬لطف کنن بهم بگن.

خوشحال میشم با هم یک گروه گرم و صمیمی رو تشکیل بدیم

در ضمن همونطور که گفته بودم شما هم میتونید موضوعاتی رو ارائه بدین حتما در موردشون صحبت میکنیم.

 منتظرتون هستم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 14:10  توسط شکوفه  | 

کبوتر و آسمان

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که پیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده سر در کمند را

بگذار سر به سینه تا من بگویمت

اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آهنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرام و روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب

بیمار خنده توام بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب


فریدون مشیری


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 13:33  توسط شکوفه  | 

...

سلام


بهتره قبل از گفتن هر چیز اول بگم چرا اینجام و چی میخوام بنویسم.


همه ما خوب میدونیم بین ما آدما


هیچ کس تو این دنیا نیست که تو زندگیش با مشکلات کوچیک و بزرگ دست و پنجه نرم نکرده باشه.

هیچ کس تو این دنیا نیست که از اول تا آخر عمرش فقط مزه خوشی رو چشیده باشه.

هیچ کس تو این دنیا نیست که تو زندگیش تجربه نداشته باشه.

هیچ کس تو این دنیا نیست که اصلا حرفی واسه گفتن نداشته باشه.

هیچ کس تو این دنیا نیست که به کمک دیگران احتیاجی نداشته باشه.

 

حالا با دونستن اینها و خیلی چیزای دیگه اومدم اینجا تا با هم حرف بزنیم.

در مورد مشکلاتی که تو زندگی برامون پیش اومده و راه حل اونها. من از شما کمک بگیرم و شما از من و دوستانی که مایلند تو این محیط دور هم جمع بشیم. ما هر قدر هم که بی تجربه باشیم باز هم شاید بتونیم تو مواردی به هم کمک فکری بدیم.


ما خانمها معمولا وقتی برامون مشکلی پیش میاد دوست داریم فورا اونو با یه محرم راز در میون بگذاریم و نظرشو در مورد حل اون بدونیم. اما تا اونجا که من میدونم آقایون از این کار خوششون نمیاد. اما من دوست دارم اینجا به هم کمک کنیم. میدونید تا حالا برای من خیلی پیش اومده که تو زندگیم به مشکلی بر خوردم اما ترسیدم اونو با کسی در میون بگذارم و اینجا بوده که به این نتیجه رسیدم که تو یه محیط مجازی با داشتن تعدادی دوست خوب میشه خیلی از حرفا رو زد و به نتایج خوبی رسید.


من حدود یک ساله که زندگی مشترکم رو شروع کردم. و خوب مسلما با مسائلی برخورد کردم که نمیدونستم باید چه واکنشی در برابرشون انجام داد. خوشحال میشم بیایین تا با هم فکری به همدیگه کمک کنیم. اگه سوالی داشتید که دوست داشتین مطرح بشه برام بنویسید و من اونو در وبم به نمایش میگذارم.


منتظر دوستان خوبم هستم

برای همه شما آرزوی موفقیت دارم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 14:33  توسط شکوفه  |